
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خوبی ؟ 

راستش در پست قبلی ۳تا کمنت تأیید نشده داشتم که گفتم بد نیست بدون سانسور
توی پست جدیدم قرارشون بدم و بگم که چرا تأییدشون نکردم و دوستانه و با نیت خیر توضیحاتی رو که لازم دیدم رو با ایشون و دوستان در میون بذارم 

البته این ۳کمنت در اصل ۱ کمنته که بصورت سریالی
فرستاده شده 
۱. قسمت اول
بازم پیاله جان دیگه خواستی فقط بخون و جوابم نده
عشق فقط یه بازی نه سوال و جواب.منم فقط بازی می کنم.نگران قضاوت و نتیجه نیستم.من صفحه تلویزیونم.گاهی تصاویر زیبا در من هست و گاهی زشت.اما من صفحه ام.نه تصویر زیبا و زشت.
من شمعم،نور من به قدر خودمه،گاهی باد باهم بازی میکنه،پریشون میشم.و گاه بادی نیست و می سوزم تمام.و این همه نور منه!
من یه تناقضم.گاهی عاشق همه ام و گاه دیوانه ای که به هیچ کس و هیچ چیز بند نیست
خوب گاهی یکی حرفم رو در میاره،و تو گاهی این یکی هستی.نه تقصیری هست و نه هیچی.
تو به روش خودت منم به روش خودم.من وحشی تو اهلی.
من هیچ قبولت ندارم.تو هم لطفا قبولم نداشته باش.من هیچ کسی رو قبول ندارم.مسئله فقط قبول نداشتن تو نیست.
از نگاه من قبول داشتن همدیگه فقط و فقط یه نون قرض دادنه،من شعور رو قبول دارم.عشق رو،احساس ها رو.اونم بی هیچ تعریفی.من زندگی رو قبول دارم بی هیچ تعریفی.
وقتی یکی رو تائید میکنیم با نظر خودمون اون رو زنجیرش میکنیم.اون برای جلب تائید مجدد ما مجبوره تابع نگاه ما باشه،مودب و اجتماعی باشه.
و من درختی رو ندیدم که نیازمند تائید درختی باشه،حیوانات هم نیازی به تائید هم ندارن.اونها تماما خودشون رو زندگی می کنند.نیاز به تائید خاص حیوان بی شعوری به نام انسانه که(بدبختانه از معلمین احمقش یاد گرفت!!)از زندگی کردن طبیعی و تمام و کمال فرار کنه،پس بهشت رو خلق کرد،خدا رو خلق کرده،و خودش رو خاص معرفی کرده،همه فتنه ها برای این توهم هست که انسان برتره،و نشونه برتریش هم حتما کلکسیونی از بیماری هائی هست که روز به روز بیشتر میشه،جنون کشتن و انباشتنه،جنگ های بزرگ و کوچیک رو ساختنه،
ــــــــــــــ------------------------
این نظر تأیید نشد چون : انسان، خدا رو خلق نکرد و خداست که خالق انسانهاست .
آیا عمل هضم و جذب غذا به خواست و اراده انسان انجام میشه ؟
آیا یک مادر آگاهانه و با خواست و اراده خودش عمل رشد و نمو رو در جنینش کنترل می کنه ؟
و ... و ... و ...
خب پس وقتی که انسان نمی تونه اینکارا رو با ارده خودش و نظرارت خوش انجام بده پس حتما خالقی داره و چطور میشه که انسان، خالق اون خالق باشه ! ؟
و ایشون فرمودن : من شعور رو قبول دارم.عشق رو،احساس ها رو.اونم بی هیچ تعریفی.من زندگی رو قبول دارم بی هیچ تعریفی.
خب عزیز من ، اینا همش جنبه هایی از وجود خدا هستند.
شما به انسان می گویید حیوان بی شعور !! درصورتی که خدا فرمود : انسان را به شباهت خودم خلق کردم و از روح خود در او دمیدم .
درضمن اینکه منو قبول داشته باشید و یا نداشته باشید، مگه فرقی هم میکنه ؟! مگه من از شما خواستم که قبولم داشته باشید ؟! شما از من چندتا سوال کردید و منم محترمانه جواب سوالات شما رو دادم، همین.
و اینکه خواستید که منم شما رو قبول نداشته باشم ! مگه من گفته بودم که شما رو قبول دارم !؟ یا ندارم!؟ راستش من کل رو قبول دارم و شما هم جزو اون کل هستید. 
بهشت رو انسان خلق نکرده، البته شاید اون بهشت خیالی رو اره ، ولی بهشت حقیقی از ازل بوده و تا ابد هم خواهد بود.
بهشت یک مکان خاص نیست . اما بهشت خاص است.
طبق کتاب مقدس : پیدایش ۲ ۱۰ تا ۱۷
۱۰: از سرزمین عدن ( بهشت ) رودخانه هایی بسوی باغ جاری شد تا آنرا آبیاری کند. سپس این رودخانه به چهار رود کوچکتر تقسیم گردید.
۱۱و۱۲: رود اول (( فیشون )) است که از سرزمین حویله می گذرد. در آنجا طلای خالص٫ مروارید و سنگ جزع یافت می شود.
۱۳ : رود دوم (( جیحون )) است که از سرزمین کوش عبور می کند.
۱۴ : سومین رود دجله است که بسوی شرق آشور جاری است و رود چهارم (( فرات )) است.
پیدایش ۳ ۲۳: پس خداوند او را از باغ عدن بیرون راند تا برود و در زمینی که از خاک آن سرشته شده بود کار کند .
خب می بینی که بهشت جایی روی زمین بوده و الانم اون محل هست ولی دیگه اونجا بهشت نیست . و شایدم باشه ! و در واقع بهشت می تونه هرجایی باشه ...
میسح فرمود : ملکوت تو بر قرار گردد . خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست( به وسیلهء فرشتگان )، بر زمین نیز اجرا گردد. ( به وسیلهء انسانها ) متی باب ۶ آیه ۱۰
روزی بعضی از فریسیان ( معلمین دروغین دینی ... ) از عیسی پرسیدن : (( ملکوت خدا کی آغاز خواهد شد ؟ ))
عیسی جواب داد : (( ملکوت خدا با علائم قابل دیدن آغاز نخواهد شد و نخواهند گفت که در این گوشه و یا آن گوشه زمین آغاز شده است، زیرا ملکوت خدا در حقیقت در میان شماست . )) لوقا باب ۱۷ آیه های ۲۰ و ۲۱
بهشت مکانی هست که در آن مکان شخصی از فرمان و اراده خدا ( آگاهی برتر ) پیروی می کند . آدم و حوا تا زمانی که از اراده و خواست خدا سر پیچی نکرده بودن در بهشت زندگی می کردند .
درواقع از بهشت دل ، به جهنم ذهن ، تبعید شدن . ... .
آدم قبلاً از عریان بودنش با اطلاع نبود و زمانی که از میوه ی درخت نیک و بد ( شناخت نیک و بد ) خورد از عریانی خودش با اطلاع شد ( از میوه قضاوت خورد: شک کرد ) و از بابت عریانی اش خجالت کشید، و بعد از اون ، از بهشت دل(( جایی که صدای او ( خداوند ) شنیده می شود )) به زمین ذهن تبعید شد و در حال حاضر هم بیشتر از اونکه با دلش زندگی کنه با ذهنش ...
فکر کن در روز چقدر با ذهنتی؟ و چقدر با دلت ؟
تصمیم داشتم، دریافت هام رو در کتابی به اسم : لمس، به چاپ برسونم ولی الان مثل اینکه همه توی وبلاگ لمس، داره بیان میشه و مهم نیست، خدا رو شکر و هرچی اراده ء اون باشه انجام میشه و درسته . و بخاطرش خدا رو شکر . از مسیح پرسیدن آیا باید به قیصر روم، مالیات بدهیم و یا ندهیم و مسیح فرمود: مال خدا را به خدا بدهید و مال قیصر را به قیصر . پس چیزی رو که از هستی ( کائنات، خدا ) می گیریم باید به هستی برگردونیم . و چگونگی اش مهم نیست .
-------------------------------
۲. قسمت دوم
پیاله منظور من اصلا تو نیستی.تو فقط یه وسیله ای برای حرفهای من.من با توهم انسان حرف می زنم.حالا ممکنه تو هم جزئی از این توهم باشی،این به خودت برمیگرده،تو مجبوری خودت رو عمیق ببینی تا بدونی آیا واقعا مخاطب هزیون های من هستی یا نه،اگه نیستی که هیچ مشکلی نیست.تصور کن منو دزد خطاب بکنی.اگه من دزد نباشم فقط و فقط به حرفت میخندم.میگم پیاله جان با من شوخی میکنی؟یا میگم پیاله جان ممکنه اشتباه کنی.اما وقتی پرخاش میکنم که واقعا دزد باشم.یا در حسرت دزدی سوخته باشم.
تا جائی که به من مربوطه من جمیع خصوصیات رو داشته و دارم.از دزدی و حیله گری تا ......اخه چطور میشه خدا مکر کننده بزرگ باشه و من نباشم؟چطور میشه خدا به پیامبرش بگه ما هر که را بخواهیم هدایت میکنیم!!!تو فقط رسولی،رسالتت رو اعلام کن.گمراهی و هدایت با ماست!!
و من اعلام میکنم که برای رسیدن به خدائی که از رگ گردن به انسان نزدیک تره،دقت کن گفتم انسان و نگفتم مومن توهمی!تا بعضی ها فکر کنن که خدا باهاشون فامیل تر،و اونها اصولا اشراف زاده ان.نیازی نیست راه دروی بریم.که خارج از وهم ما جز خدا نیست.خارج از چشمان ادراک ما که به لطف آموزه های منحرف بسته مونده،جز حقیقت و خدا نیست.
حالا تو بگو خسرو عجب خودخواهی هست که میگه من اعلام میکنم!!! و من میگم چرا خودخواه نباشم.خدا بزرگترین خودخواه هست.منو خودخواه آفریده و من به اندازه همه زندگی خودخواهم،که زندگی جشن زیبای خودخواهیست.نه شکسته نفسی های مسموم.
به قول یکی از دوستان من کاکتوسم.فقط میشه از دور منو دید و از بودنم احتمالا لذت برد.یه وقت نبوسی منو[تعجب][بوسه][قلب][لبخند][رضایت][گل] = 





ــــــــــــــــــــــــ--------------------
این کمنت، تأیید نشد چون: خدا نه مکاراست و نه خودخواه .
خدا تهیه کننده و کارگردان فیلم زندگی ست و ما همه هنرپیشه های فیلم زندگی خودمان هستیم .
یک کارگردان خوب می تونه هنرپیشه نقش منفی داستان فیلم رو از میان هنرپیشه هایی که نقش منفی بازی می کنند انتخاب کنه . و این نه مکره و نه خود خواهی . و هیچ کارگردانی چاقو لب گردن کسی نمی ذاره که تو باید حتماً نقش منفی رو بازی کنی ...
درضمن داستان ایوب پیامبر به ما نشون میده که : خداوند برای آزمایش کردن ایمان ما گاهی وقتها به شیطان اجازه می دهد که ما را ... :
تورات، کتاب ایوب باب ۱ آیه ۶ تا ۱۲
آزمایش ایمان ایوب
۶ . یک روز که فرشتگان در حضور خداوند حاضر شده بودند، شیطان نیز همراه ایشان بود.
۷. خداوند از شیطان پرسید: (( کجا بودی ؟ ))
شیطان پاسخ داد : (( دور زمین می گشتم و در آن سیر می کردم . ))
۸ . آنگاه خداوند از او پرسید : (( آیا بندهء من ایوب را دیدی ؟ در زمین کسی همچون او پیدا نمی شود. او مردی درستکار و خدا ترس است و از گناه دوری می ورزد. ))
۹ . شیطان گفت : (( اگر خدا ترسی برای او سودی نمی داشت این کار را نمی کرد. ۱۰ . ایوب و خانواده و اموالش را از هر گزندی محفوظ داشته ای. دسترنج او را برکت داده ای و و ثروت زیاد به او بخشیده ای . ۱۱ . دارایی اش را از او بگیر، آنگاه خواهی دید که آشکارا به تو کفر خواهد گفت! ))
۱۲ . خداوند در پاسخ شیطان گفت : (( برو و هر کاری که می خواهی با دارایی اش بکن، فقط آسیبی به خود او نرسان. )) پس شیطان از بارگاه خداوند بیرون رفت.
و البته این آغاز ماجرا بود ... http://www.ibs.org/bibles/farsi/OT/18_job.pdf
در آخر فرمودین : و من اعلام میکنم که برای رسیدن به خدائی که از رگ گردن به انسان نزدیک تره،دقت کن گفتم انسان و نگفتم مومن توهمی! تا بعضی ها فکر کنن که خدا باهاشون فامیل تر،و اونها اصولا اشراف زاده ان.
اینکه خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره رو گفتنش چیزعجیبی نیست و در تمام کتب مقدس اومده، ولی چیز عجیب اینه که شما در قسمت اول کمنتتون فرمودین : انسان خدا رو خلق کرده !!!!!!!!!!!!!
سپس فرمودین : دقت کن گفتم انسان و نگفتم مومن توهمی!تا بعضی ها فکر کنن که خدا باهاشون فامیل تر،و اونها اصولا اشراف زاده ان.
پس گوش کن : قسمتی از کتاب مقدس گیتا (( بهاگاوادگیتا )) ( هندوئیسم )
در گیتای مقدس، کریشنا ( روح الهی خداوند ) برای ارجونا ( سرسپرده ء او ) مثالی زد و سپس توضیحاتی در این زمینه فرمود:
(( دیده ای که در فصل سرما دهقانان شب ها دور آتش می نشینند، اما تنها کسانیکه نزدیک آتشند از گرما بهره می برند. آنان که دور از آتشن نشسته اند در معرض تاریکی اند. اگر اشخاصی دور از آتش بنشینند و از عدم دریافت گرما و رنج تاریکی شکایت کنند، می توانی آن را به تبعیض گذاری آتش نسبت بدهی ؟ این استدلال که آتش با افراد متفاوت رفتار یکسانی ندارد بی معنی است.
انوار الهی نیز چنین است. اگر جویندهء آن باشی به آن نزدیک می شوی و همانجا می مانی. همه به یکسان حق دارند چنین کنند و آتش را شعله ور تر سازند. بنابراین، چه بسا بر روشنی و گرمای آتش بیفزایند. آتش بی طرف است. تفاوت در بهره جستن از او و بزرگتر ساختن توانایی او جای دارد. من آن تابشم. در من هیچ گونه تبعیضی نیست. در دسترسی به من و کسب فیض از من همه شانس، فرصت و حقی برابر دارند. تمایزها و تفاوت ها نتیجه ء خطای سالکان است. آنها عیوب من نیست . ))
خب، پس می بینی که : خدا، خود خواه نیست و مومن نیز، توهمی نیست. ونه تفاوتی در ذات حقیقی انسانهاست، ونه خدا فرقی بین بنده هاش می ذاره ؛ اما تفاوت بین انتخاب های ماست و همونطور که گفتم هرکس بهشت و جهنمش رو از همین دنیا و در همین دنیا، پایه گذاری می کند.
همینطوری، هی می سازه میره بالا، تا زمانی که بره اون بالا و توش زندگی کنه 

ولی منظورم از بالا، اون بالایی نیست که شما فکر می کنید. 

این آسمونی که الان بالای سرمونه شاید واقعا بالای سرمون نباشه و ما بالا باشیم و اون پایین باشه ...
ـــــــــــــــــــــــــــ-------------------
۳. قسمت سوم
اها یه چیز دیگه که خیلی مهمه،من گفتم هیچ کسی رو قبول ندارم.این هیچ کس شامل اشو هم میشه،اشو مرده،و حقیقت نمی میره،اشو بیشترین کمک رو به من کرد.اشو بهم یاد داد فقط به شعورم متکی باشم نه به حقیقت های مرده
پیاله عزیزم چه کسی در منزلش از کتابهای مقدس نداره،تنها راه سوءاستفاده وام گرفتن از بزرگان هست،قرآن در کدام خانه نیست؟مثنوی و حالا بگوئیم کتابهای اشو به آن کتابهای مقدس اضافه شده باشد،در کدام کتابخانه ای باعث فخر نیست؟
اما اشو نیز مانند همه انسانهای بیدار برترین کتاب را وجود زنده خودمان دانست،اما ما به انباشت دانش ادامه می دهیم.اشو به من آموخت که دانش واقعی از قلبم می جوشد نه از کتابهای مقدس.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-----------------------------
و من همه رو قبول دارم ، و این همه شامل اوشو هم میشه .
خداوند فرمود: از روح خود، در آدم دمید ؛ پس روح خداوند در همه هست .
بله درسته که آگاهی از قلب می جوشد اما کتب مقدس هم همه از قلبهایی جوشیدن و چون زاده ی آگاهی هستن پس هیچوقت از بین نمی روند . و بزرگترین اثباتشون اثری هست که روی قلب های پذیرا می گذارند و باعث عوض شدن زندگی این افراد می شوند . و این یعنی اینکه هنوز و تا همیشه و تا ابد الاباد قدرت دارند .
درضمن به این گفته ات توجه کن : اشو مرده،و حقیقت نمی میره،اشو بیشترین کمک رو به من کرد.اشو بهم یاد داد فقط به شعورم متکی باشم نه به حقیقت های مرده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگه کسی از کتاب های مقدس نمی خونه ویا می خونه و عمل نمی کنه ! این دلیل نمی شه که کتب مقدس حقیقت مرده هستند !
بله دانش اگه یکجا جمع بشه ولی استفاده نشه ! مثل آبی می مونه که در یکجا ساکنه و سرانجام گند می زنه .
در آخر اینکه : انسانهایی مثل اشو، هیچوقت نمی میرند و به حقیقت می پیوندند و حقیقت، همیشه زنده ست .
در اصل هیچی در این هستی، مرگ و نابودی نداره ...
جسم ما به طبیعت بر می گرده و به شکل های دیگه ...
و روح به روح هستی
بی شک همه میمیرند اما ... بدون ...
هرکس که کلامش و آگاهئ که از طریق او بیان شده، هنوز بر سر زبانهاست و هنوز عمل میکنه و هنوز باعث تبدیل انسانی نفسانی به انسان کامل میشه و اونو به درونش هدایت می کنه ... پس او هنوز هم زنده ست. (( اینکه کلام ما ( صوت ) در جهان و اطراف ما باقی می مونه، از نظر علمی هم تأیید شده . )) ( همینطور : افکار ما، در اطراف ما پخش میشه و روی دیگران هم تأثیر میذاره . )
داشتم می گفتم : هرکسی که روزی وسیله ای بوده در دستان خداوند و از طریق او خدمتی برای بهتر شدن عالم هستی انجام شده، هنوز زنده است.
آدم هایی می میرند که هیچ اثری ( کاری نیکو، عملی شایسته، و به هر نوعی خدمتی به هستی ) از خودشون بجا نذارند.
نام هیتلر هم گهگاهی روی زبان ها هست، ولی نه به نیکی ...
و بهشت و جهنم ِ آدمهای مختلف با هم فرق می کنه و هرکس بهشت و یا جهنم ِ خوش رو می سازه ... و از همین دنیا در آن زندگی میکنه ...
افرادی پس از مرگشونم هنوز براشون دعای خیر فرستاده میشه، و افرادی هم هنوز نفرین به توشه اعمالشون اضافه میشه. (( و این اعمال ماست که تعیین می کنه که در زندگی بعدی، کجا و در چه خانواده ای ویا با چه سرنوشتی ، به دنیا بیاییم ( بالا تر از اینی که الان هستیم و یا پایین تر ( از همه نظر) )) البته درمورد سرنوشت : مثل سوالهای چهار جوابی می مونه، و مرتب انتخابات ماست که باعث میشه سرنوشت ما تغییر کنه ( مثل انتخابی که آدم و حوا ، داشتند ... ) خدا از طریق پیامبران و کتب مقدس به ما احکام لازم رو داده و بعد ما رو در انتخاب آزاد گذاشته . و ما اینقدر به دنیا میایم و میریم تا زمانی که منیتمون بمیره و کاملاً خداگونه شویم و به روح الهی باز گردیم. ( مال خدا را به خدا دهید و مال قیصر را به قیصر . ) ما زِ بالاییم و بالا می رویم ، ما زِ اینجا و زِ آنجا نیستیم ، ما زِ بی جاییم و بی جا می رویم ...
درضمن شما گفتید که اشو بیشترین کمک رو به شما کرده و همچنین بهتون یاد داده که متکی به شعورتون باشید. اونوقت شعورتون بهتون میگه که همچین شخصی رو قبول نداشته باشید ؟ !
اوشو خودشم مرتب از اساتیدش و کسانی که به نوعی ازشون چیزی یاد گرفته صحبت می کنه و در بیاناتش مرتب از اونا یاد می کنه و از درس ها و پیامهایی که از اونا یاد گرفته به دیگران هم با نام خود اونا آموزش داده ... از بودا گرفته تا ساراها و... و ... و...
حالا شما به خودتون ربط داره و می تونید بقول خودتون اسمش رو بذارید سوءاستفاده ویا وام گرفتن از بزرگان ویا نون قرض دادن ؛ ویا اینکه بازم همچنان بگید که هیچکس رو قبول ندارید و در ادامه اش بگید من زندگی رو قبول دارم من شعور رو قبول دارم.عشق و احساس ها !
ولی من با عملم میگم که : کل رو قبول دارم و کل رو از خودم جدا نمی دونم و در این وبلاگ، آگاهی حرف اول رو می زنه، حالا چه از زبان من و یا پیامبران و یا امامان و یا استادان عزیزم
درضمن آگاهی از زبان هرکس و در هر زمانی که بیان بشه و یا شده باشه، گنجی با ارزش است. و در این مورد مسیح فرمود : (( کسانی که در شریعت موسی استادند و حال شاگرد من شده اند، از دو گنج کهنه و نو برخوردارند. گنج کهنه، تورات است و گنج نو ، انجیل )) متی باب ۱۳ آیه ۵۲
درمورد علت بیماری ها :
پست های بعدی رو دنبال کنید و در یکی از پست های نزدیک
در این مورد صحبت میشه 



و اینکه فرمودید : تو به روش خودت منم به روش خودم.
خب اگه می خواستید من به روش خودم ادامه بدم، پس چرا این توضیحات رو دادید !
ولی اگه من در جواب توضیحات شما لازم دیدم که توضیحاتی بدم واسه این نبوده که فقط حرف زده باشم و واقعا وقتم برام عزیزه و از شما نمی خوام که فقط بخونید بلکه روش تعمق کنید .
درمورد روش هم من تعصبی ندارم و روش من ممکنه هر لحضه تغییر کنه . چون همه چیز در هستی در حال تغییر کردنه و بسوی تکامل .
درضمن چیزی رو هم چشم و گوش بسته قبول نمی کنم مگر اینکه از کسی باشه که بهش ایمان داشته باشم . و بهتره هر چیزی رو که می شنویم درموردش تعمق کنیم .
راستی گفتی : یه وقت نبوسی منو 







منکه نه ولی حالا برو ادامه مطلب یکی کارت داره 


بچه ها اینا همش شوخئ هاااااااااااااااااا البته قبلی هاش جدی بود ولی این آخری شوخئ
واسه خنده بخند تا دنیا هم بخنده 

درضمن ایشونم مثل همهء شما دوستان عزیزم ، دوستی عزیزند و برای من ارزش انسانها و رابطه هاشون خیلی بیشتر از اونه که بخواد بخاطر حرفها و کاراشون زیر سوال بره 





من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگـــــــو
پیش من جز سخن شمع و شکر
هیچ مگـــــــو

سخن رنج مگـو جز سخن گنج مگــــــو
ور از این بی خبری رنج مبر... هیچ مگو
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگـــــــو

دوش دیوانـــــــــه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگـــــــو
گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگــــــــو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلـی جز که به سر هیچ مگو
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگـــــــو

گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است
گفت این غیـــــــر فرشته ست و بشر هیچ مگــو
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد گفت
می بـــــــــاش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پر نقش و خیال
خیز از این خانه بــــــرو رخت ببر هیچ مگـو
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگــــــــو

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگــــو
ِنی من منم، نی تو تویی، نی تو مَنی
هم من منم، هم تو تویی، هم تو منی

من با تو چنانم ای نگار خٌتنی
که اندر غلط ام که من توام، یا تو منی

ادامه مطلب