به نام خداوندی كه بی دريغ می بخشايد
طلب از خدا رحمت است
اگر برآورده شود نعمت است
اگر بر آورده نشود حکمت است
طلب از بنده خدا خفت است
اگر برآورده شود منت است
اگر برآورده نشود ذلت است
می خواهم ببخشم
آن كسانی را كه با من نامهربان بوده اند
از امروز من متحول خواهم شد
دگرگون می شوم
ساده ميشوم، يكرنگ می شوم آبی ميشوم
رنگ آسمان
رنگ دريا
يا زرد می شوم
مانند آفتاب می شوم و محبت می پراكنم
يا قرمز ميشوم
به رنگِ آخرين غروبِ دلتنگی
با دستانم بذر عشق به قلبهای خسته می افشانم
از منبع لا يزال الهی نيرو ميگيرم
عشق در خواست می كنم
صفا می خواهم
بركت می خواهم
روشنايی می خواهم
و... همه را در روح هميشه جاويدم به امانت می گذارم
و در بخشش اين همه پاكی تعلل نمی كنم
زيرا به خوبی ميدانم هر كه را ببخشم
نه به ديگری بلكه به خود موهبت
عطا كرده ام
و در واقع در مقابل قانون طبيعت سر فرود آورده ام
می خواهم غرق در روشنايی خداوند شوم
محو شوم آرام شوم تازه شوم
صادقانه پاک شوم
نه برای آرامش خودم برای آرامش دادن به ديگران زلال شوم
می خواهم ديگران را هر آنطور كه هستند بپذيرم
می خواهم دوستشان بدارم شادشان كنم
غمها را كنار بزنم پيشامد های ناگوار را بپذيرم
و دستان هميشه مهربان و گرم خداوند را در دستانم بگيرم
و با تمام وجود عشق را لمس كنم
و آرام لبخند بزنم
و آاااااااااارااااااااااام لب خند بزنممممممممممممممم 

+ نوشته شده توسط پیاله در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت
5:42 AM |