تبليغاتX

 

لمس
 
 
 

روزی روزگاری در جزیره ای دور افتاده،
 
تمام احساسها کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند .
 
 خوشبختی ، پولداری ، عشق ، دانایی ، صبر، غم ، ترس ، و ...
 
هر کدام به روش خود می زیستند
 
 تا اینکه یه روز دانایی به همه گفت: هرچه زودتر این جزیره را ترک کنین،
 
زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت و اگر بمانید غرق می شوید
 
 تمام احساسها با دستپاچگی قایقهای خود را از انبار خونه شون بیرون آوردند
 
 و پس از عایق کاری و اصلاح پاروها،
 
 آنها را به آب انداختند و منتظر روز حادثه شدند روز حادثه رسید.
 
همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدری خراب شد که
 
همه به سرعت سوار قایقها شدند و پاروزنان جزیره رو ترک کردند.
 
 در این میان، ”عشق“ هم سوار بر قایقش بود،
 
اما به هنگام دور شدن از جزیره، متوجه حیوانات جزیره شد
 
که همگی به کنار ساحل آمده بودند
 
ووحشت“ را نگه داشته بودند و نمی گذاشتند که او سوار بر قایقش شود.
 
"عشق“ سریعا برگشت و قایقش را به همهً حیوانها
 
و ”وحشتِ“ زندانی شده توسط آنها سپرد.
 
 آنها همگی سوار شدند و دیگر جایی برای ”عشق“ نماند.
 
 قایق رفت و ”عشق“ تنها در جزیره ماند.
 
جزیره لحظه به لحظه بیشتر زیر آب می رفت
 
 و ”عشق“ تا زیر گردن در آب فرو رفته بود. او نمی ترسید
 
 زیرا ”ترس“ جزیره را ترک کرده بود. اما نیاز به کمک داشت

فریاد زد و از همه ء احساسها کمک خواست.
 
 اول کسی جوابش را نداد.
 
 در همان نزدیکیها، قایق دوستش”پولداری“ را دید و گفت:
 
 ”پولداری“ عزیز، به من کمک کن؟ پولداری“ گفت:
 
 متأسفم ، قایق من پر از پول و شمش و طلاست و جای خالی ندارد

عشق“ رو به سوی قایق ”غرور“ کرد و گفت: مرا نجات میدهی ؟

غرور“ پاسخ داد: ”هرگز، تو خیسی و مرا خیس می کنی

عشق“ رو به سوی ”غم“ کرد و گفت: ای ”غم“ عزیز، مرا نجات بده

اما ”غم“ گفت: متاسفم ”عشق“ عزیز، من اونقدر غمگینم که
 
یکی باید بیاد و خودمو نجات بده

در این بین ”خوشگذرانی“ و ”بیکاری“ از کنار عشق گذشتند،
 
ولی عشق هرگز از آنها کمک نخواست
 
از دور ”شهوت“ را دید و به او گفت شهوت عزیز، من را نجات میدی ؟
 
شهوت پاسخ داد: هرگز .... برو به درک .....
 
سالها منتظر این لحظه بودم که تو بمیری! ... حالا بیام نجاتت بدم ؟
 
 عشق که نمی تونست ”ناامید“ باشه، رو به سوی خدا کرد
 
 و گفت: خدایا... منو نجات بده
 
ناگهان صدایی از دور به گوشش رسید که فریاد می زد:
 
نگران نباش من دارم به کمکت می آیم ،عشق آنقدر آب خورده بود که
 
دیگه نمی توانست روی آب خودش را نگه دارد و بیهوش شد
 
 پس از به هوش آمدن، با تعجب خودش را در قایق ”دانایی“ یافت.
 
آفتاب در حال طلوع مجدد بود و دریا آرامتر از همیشه.
 
جزیره آرام آرام داشت از زیر هجوم آب بیرون می آمد
 
زیرا امتحان نیت قلبی احساسها دیگه به پایان رسیده بود
 
عشق برخاست به ”دانایی“ سلام کرد و از او تشکر نمود
 
 دانایی پاسخ سلامش را داد و گفت:
 
من ”شجاعتش“ را نداشتم که به سمت تو بیایم .
 
شجاعت هم که قایقش دور از من بود،
 
 نمی توانست برای نجات تو راهی پیدا کند.
 
 پس می بینی که هیچکدام از ما تو را نجات ندادیم !
 
یعنی اتحاد لازم را بدون تو نداشتیم .
 
تو حکم فرمانده بقیه ء احساسها را داری
 
عشق“ با تعجب گفت:
 
 پس اون صدا کی بود که بمن گفت برای نجات من میاد ؟"

دانایی گفت : او زمان بود. عشق با تعجب گفت : زمان ؟ !
 
 دانایی لبخندی زد و پاسخ داد : بله ، ”زمان“....

چون این فقط ”زمان“ است که لیاقتش را دارد تا بفهمد که .....
 
..... ”عشق“ چقدر بزرگ است .
 
 
 
لمس - لمس
 
لمس - لمس
 
                  تقدیم به : ...  زمان ...
+ نوشته شده توسط پیاله در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 10:25 PM |

الله لا اله الا هوالحی و القیوم  

تکنیک فوق العادهء نوشیدن هشت لیوان آب مقدس

  قبل از نوشیدن آب، هرروز جملات زیر را با قدرت تکرار کنید

لیوان اول بعد از بیدار شدن  صبح : 

خداوندا سپاس تو را که بار دیگر طلوع خورشید را هدیه دادی 

قول می دهم امروز هرجا بروم مهری برسانم حتی با لبخندی

به من کمک کن ، امروز را به شاهکاری بی همتا تبدیل کنم 

 لیوان دوم ، حدود ده صبح : 

افتخار می کنم که امروز پاک ترین انسان روی زمین هستم 

 لیوان سوم ، حدود دوازده ظهر : 

من نظر کرده خداوندم

 لیوان چهارم ، بعد از نهار :

خداوندا تورا سپاس به خاطر برکاتی که به من بخشیدی

خزانه غیب ات را به روی من و خانواده ام بگشای 

 لیوان پنجم ، ساعت چهار عصر : 

عشق الهی هم اکنون مرا ثروتمند و توانگر می سازد 

 لیوان ششم ، ساعت شش عصر :

به هرسو می نگرم موفقیت به من لبخند می زند 

 لیوان هفتم ، قبل از شام :  

هر روز از هر لحاظ  بهتر و بهتر می شوم 

 لیوان هشتم ، قبل از خواب : 

خداوندا ، سپاس تو را که یک روز دیگر را به من هدیه دادی 

کشور عزیزم ایران را در پناه خودت حفظ کن 

و صلح را در جهان حاکم فرما 

خود و خانواده ام را به تو میسپارم ، ای مهربان ترین مهربانان 

پروردگارا خوابی آرام به من هدیه بده ، که من عااااااا شق تو هستم 

 این جملات را همراه با نوشیدن هشت لیوان آب  

به مدت بیست و یک روز تکرار کنید 

و به چشم خود ببینید که چطور خود و زندگیتان تغییر خواهید کرد

  از کلام استاد عزیزم : احمد حلت

مجله موفقيت، شماره ۹۵

لمس - لمس
 
 

باور نکن تنهایی‌ات را

 

 

 باور نکن تنهایی‌ات را  

 

من در تو پنهانم تو در من

 

از من به من نزدیک‌تر تو

 

از تو به تو نزدیک‌تر من

 

 

باور نکن تنهایی‌ات را

 

تا یک دل و یک درد داریم

 

تا در عبور از کوچه عشق

 

بر دوش هم سر می‌گذاریم

 

 

دل تاب تنهایی ندارد

 

باور نکن تنهایی‌ات را

 

هر جای این دنیا که باشی

 

من با توام تنهای تنها

 

هر جای این دنیا که باشی

 

من با توام تنهای تنها

 

 

من با توام هر جا که هستی

 

حتی اگر با هم نباشیم

 

حتی اگر یک لحظه، یک روز

 

با هم در این عالم نباشیم

 

 

این خانه را بگذار و بگذر

 

با من بیا تا کعبه دل

 

  

باور نکن تنهایی‌ات را

 

من با توام منزل به منزل

 

لمس - لمس

+ نوشته شده توسط پیاله در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 10:30 AM |

نصيحت آيت الله بهجت

آيت الله بهجت

 

آيا به آنچه می ‌دانی عمل كرده‌ای؟

 

من و شما و خيلی‌ها، تا بزرگی را می‌بينيم :

 

 نمی‌دانم، شايد از روی عادت باشد، يا شايد ...!؟

 

فوراً جلو می‌رويم و می‌گوييم : " آقا يك نصيحتی به ما بفرماييد".

 

همين مسأله، موضوع فرمايش حضرت آيت الله محمد تقی بهجت است

 

 كه خود، اندرزی بسيار ارزنده‌ و نصيحتی پربار است.

 

به اميد آنكه لااقل بر اين پند گوش فرا دهيم و به هوش آييم.

 

 

 

 بسم الله الرحمن الرحيم 

 

                                                                  

... آقايانی که طالب مواعظ هستند، از ايشان سوال می‌شود:

 

آيا به مواعظی که تا حال شنيده‌ايد عمل کرده‌ايد يا نه؟

 

آيا می‌‌دانيد که هر کس به معلومات خود عمل کرد،

 

 خداوند مجهولات او را معلوم می فرمايد؟

 

آيا اگر به معلومات [و آنچه می‌داند] عمل ننمايد،

 

توقع زياد شدن معلومات شايسته هست؟

 

آيا بايد دعوت به حقّ از طريق لسان باشد؟

 

آيا [معصومين] نفرموده‌اند "با اعمال خودتان دعوت به حق بنماييد" ؟

 

آيا جواب اين سوال‌ها از قرآن کريم "وَ الّذينَ جَاهَدوا فِينَا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا"

 

 آنان كه در راه ما تلاش كنند به راه‌های خويش هدايتشان می‌كنيم.

 

و از کلام معصوم علهيم ‌السلام: «مَن عَملَ بِما عَلِمَ وَرَثَهُ اللهُ عِلمَ مَا لََم يَعلَم»

 

 هركس بدان‌چه می‌داند عمل كند خدا علم آنچه كه نمي‌داند را روزيش می‌كند

 

و «مَن عَملَ بِما عَلِمَ، کَفَی مَا لَم يَعلَم» هر كس به آنچه می‌داند عمل كند،

 

 همين از آنچه نمی داند كفايتش می‌كند. [روشن نمي‌شود؟]

 

خداوند توفيق مرحمت فرمايد که آنچه را می‌دانيم زير پا نگذاريم،

 

 و در آنچه نمي‌دانيم توقّف و احتياط نماييم تا [در آينده برايمان] معلوم شود.

 

از آنهايی نباشيم که گفته‌اند:

 

 پي مصلحت مجلس آراستند      نشستند و گفتند و برخاستند

 

 

وَ مَا تَوفيقی اِلَّا بِاللهِ، [عليه] تَوَکّلتُ وَ اِلَيهِ اُنِيب،

 

 و السّلام عليکم و رحمة‌الله و برکاته.

 

مشهد مقدس

 

يکشنبه 21/5/1375هـ ش

 

مطا‌بق با ربيع‌الاول 1417هـ ق

 

 

لمس - لمس
 
 
یا فتاح

با سلام

نمیدانی که چقدر خوشحالم کردی

دستت درد نکنه و خسته نباشی

این مرد بزرگ ، بسیار از شهرت گریزان است

ایشان دارای کرامات بسیاری هستند
 
و چنانچه بیشتر از ایشان تحقیق کنی ، بیشتر خوشت می آید .

 
ایشان را من از نزدیک دیدار کرده ام ، بسیار ساده زندگی میکنند
 
و حدود 95 سال سن دارند ، ایشان مرشد من است ،
 
 بسیار کوتاه میگوید و با ور نمیکنید شب تا سحر عبادت میکند ،
 
 سحر نماز میخواند در مسجد محلی ، تا 8 صبح
 
و سپس به حرم حضرت معصومه میرود و نماز میخواند تا حدود 11 صبح
 
 و دوباره نماز ظهر و الی اخر و ایشان دوست دارند فقط با خدا همنشین باشند
 
و .....................

 
نماز جماعت ایشان دیدنی است

به محض شروع نماز به مثال یک بچه میشود که بعد از مدتها
 
عزیز خود را دیده ،
 
انچنان با احترام و التماس و گریه نماز میخوانند .................
 
البته از کودکی اینگونه بوده اند ،
 
در این دنیای وانفسا ، هیچ پست و مقام دنیائی ندارند
 
 و از مقام و شهرت بسیار گریزانند و ایشان مرد خدا و مرد عمل هستند .

 شما بیشتر تحقیق کن ،
 
دوست دارم با دوستای من هم آشنا بشی و با هم دوست بشین .

 
من خودم از ایشان معجزاتی را دیده و شنیده ام ،
 
من خیلی دیر از کسی خوشم میاید و دیر باور میکنم ،
 
 ولی ایشان را چشم بسته دوست دارم و قبول دارم .

مابقی با خود شما

یا حق - دوستدار شما : مجید
 
 

لمس - لمسبا تشکر فراوان از جناب آقای : مجید مهدیقلی

از وبلاگ زیبای  : گفتارهای حکیمانه

 http://mmg.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده توسط پیاله در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 10:0 AM |

سرویس تکنولوژیهای نوین

۴ مهر ۸۶ - ۹:۲۶

شماره ۳۲۰۹۷
نسخه چاپی

 



700 میلیون تومان گردش مالی تجارت الکترونیک ایران
تهران - خبرگزاری اقتصادی ایران
اكونيوز:یک کارشناس گردش مالی تجارت الکترونیک ایران را در سال گذشته حدود 700 میلیون تومان برآورد کرد و گفت: این رقم با گردش مالی کشور آمریکا که در حدود 900 میلیارد دلار است قابل قیاس نیست.

به گزارش خبرگزاري اقتصادي ايران،توماج فریدونی - کارشناس تجارت الکترونیکی - با بیان این مطلب اظهار کرد: تجارت الکترونیک در کشور یک الگوسازی ماکت مانند از مدل کشورهای آمریکایی، اروپایی و بدون بومی‌سازی است.

 

به گفته‌ی او تجارت الکترونیکی چند نوع مدل دارد که در کشور ما فقط از مدل فروشگاه‌های اینترنتی استفاده می‌شود که این سرویس اولین بار توسط یکی از شرکت‌ها ارایه شد و توانست تا حد مناسبی مخاطب‌ها را جذب کند.

 

وی ادامه داد: به طور کلی وضعیت ارایه‌ی سرویس‌های تجارت الکترونیک چه از طریق اینترنت و چه SMS قابل مقایسه با سایر کشورها نیست، یکی از دلایل آن به نبود شبکه‌ی زیرساخت در ایران، عدم همکاری بخش قضایی، نبود امضای دیجیتالی و نبود هماهنگی بین بانک‌ها مربوط می‌شود.

 

او افزود: دلیل دیگر ضعف تجارت الکترونیک ایران در تعریف نادرست آن ازسوی برخی کارشناسان است که تجارت الکترونیک را تنها از طریق اینترنت ممکن می‌دانند.

 

وی زیرساخت‌های لازم برای توسعه تجارت الکترونیک در کشور را ناکافی دانست و گفت: زیرساخت‌ها شامل بخش‌های قانونی حقوقی و فنی است که از لحاظ حقوقی در این زمینه ضعیف بوده و فاقد پلیس اینترنتی و امضای دیجیتالی هستیم.

 

این کارشناس تاکید کرد: از نظر قانونی نیز قوانین بانکی نداریم و از نظر فنی هم اطلاعات کافی وجود ندارد، از لحاظ اینترنت و امنیت شبکه نیز در حد بسیار پایینی قرار داریم.

 

فریدونی رشد تجارت الکترونیک در کشور را به فرهنگ سازی در بین مردم منوط دانست و گفت: فرهنگ سازی باید همراه با آموزش و ایجاد اطمینان در مردم باشد؛ علاوه بر این بسترسازی مناسب و مطمئن یکی از راه‌های مهم و اساسی در این عرصه است.

 

 

 وبسایت سازمان خبری اقتصاد ایران

 

 

لمس - لمس
 

لمس - لمس

 

+ نوشته شده توسط پیاله در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 1:28 AM |

تقدیم به دوستان خوبم در نشر تعالیم حق

 

 

انتشارات تعالیم حق

نشر یاهو، تعالیم حق و حم ارائه کننده آثار برگزیده و ممتاز در زمینهء علوم باطنی و ماورائی، تعالیم معنوی، علم موفقیت، روانشناسی و فراروانشناسی، متا فیزیک و داستانهای عرفانی و نشریات تخصصی در موضوعات مذکور می باشد.
این نشر علاوه بر ارائه آثار فوق، در جهت گسترش فرهنگ و بینش معنوی فعالیتهای متنوعی را در دست انجام دارد که از جمله می توان به برگزاری همایشها و مسابقات ویژه با جوایز ارزنده، برگزاری نمایشگاههای کتاب با تسهیلات ویژه برای شرکت کنندگان اشاره کرد.


دفتر فروش و امور مشترکین : 22848777

 

لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت نشریه سر بزنید
 
 
 
 


 فصلنامه علم موفقیت

 

پرواز دسته‌جمعي



 

آيا تا به حال عاشق شده‌ايد؟ بله؟ نه؟ شايد؟ هرگز؟ بيشتر اوقات؟ اين از آن سؤال‌هايي است كه خيلي از افراد از جواب دادن به آن طفره مي‌روند. شايد خجالت مي‌كشند، شايد هم احساس طوفاني و گذرايي كه لحظه‌اي آنها را به اوج برده و لحظه‌اي ديگر ضربان قلبشان را چند برابر كرده، هنوز برایشان گنگ است و نامي براي آن نگذاشته‌اند. اما به هرحال اكثر افراد (پنهاني هم كه شده) معتقدند نوعي از عشق را تجربه كرده‌اند كه شايع‌ترين آن، عشق به جنس مخالف، عشق به فرزند، به دوست و دوستي و نيز عشق برادري يا انساني است. حالا يك سؤال ديگر را مي‌خواهم مطرح كنم و آن اين كه چرا بيشتر روابطي كه در نظر ما عاشقانه‌اند، خيلي زود رنگ و بوي خود را از دست مي‌دهند و به پايان مي‌رسند؟ نه فقط هيجانشان فروكش مي‌كند بلكه اصل‌شان هم دگرگون مي‌شود. مثلاً بيشتر عشق‌هايي كه دو جنس مخالف به هم دارند، خصوصاً اگر به قول قديمي‌ها به وصال منجر شود، به زودي رنگ مي‌بازد يا حتي گاهي رنگ نفرت به خود مي‌گيرد. حتي وقتي فرزندان بزرگ‌تر مي‌شوند عشق برخي از والدين به آنها تبديل به نوعي بي‌تفاوتي يا گله و شكايت مي‌شود. شكايت از اينكه فرزندشان كه عمري را به پاي او ريخته‌اند خانه را ترك كرده، به آنها سر نمي‌زند، يا خواسته‌ها و توقعاتشان را برآورده نمي‌سازد. در دوستي و روابط خواهر و برادرانه هم بسياري از موارد شاهديم كه حتي صميمي‌ترين آنها، وقتي تغييري در زندگي‌شان رخ مي‌دهد مثلاً ازدواج مي‌كنند، بچه‌دار مي‌شوند، وارد دانشگاه شده يا دوستان جديد پيدا مي‌كنند، احساس نيازشان به رابطه‌ محبت‌آميز قبلي تغيير كرده و كاملاً محدود مي‌شود. گفتم "احساس نياز" و گمان مي‌كنم پاسخ به اين سؤال‌ها همگي به نوعي ريشه در همين احساس نياز دارند. يعني به نظر مي‌رسد تعداد نسبتاً زيادي از روابطي كه با شعار و ادعاي عشق و محبت شروع شده و ادامه مي‌يابند بيشتر مبتني بر نياز و وابستگي و پر كردن خلأ‌ها و كمبودها هستند. هر چند كه خود اين خلأها و كمبودها را هم بيشتر يا نمي‌شناسيم يا درك روشني از آنها نداريم؛ يعني به آن درجه از خودشناسي نرسيده‌ايم كه دقيقاً نقاط ضعف يا نقص و كمبود خود را ببينيم و البته طرف مقابل نيز با شناخت ضعيف و ناقص از خودش وارد رابطه مي‌شود و رابطه شكل مي‌گيرد و تنها بعد از گذشت مدت زمان معيني، طرفين متوجه مي‌شوند رابطه‌ برقرار شده، رابطه‌اي حقيقي، يعني مبتني بر هم‌خواني‌ها و هماهنگي‌هاي حقيقی دو طرف نبوده و صرفاً بر اساس پر كردن و پاسخگويي‌ به نياز‌هاي گذرا شكل گرفته است. اين را هم بگويم كه حتي شعار و ادعاي عشق و محبت هم چيز بدي نيست و به نظر من بهتر است نيت انسان در برقراري روابط، محبت و عشق ورزيدن باشد، منتها در اينجا اين تفكيك را انجام مي‌دهيم تا به ما كمك كند كمي بيشتر خودمان را بشناسيم، روابطمان را بررسي كنيم و به تدريج ريشه‌ها و پايه‌هاي آن را مستحكم نماييم. اغلب روابطي كه بر اساس نياز و احتياج شكل مي‌گيرند شبيه نوعي دادوستد عاطفي‌اند. هر كس براي طرف مقابل كاري انجام مي‌دهد و نيازي را مرتفع مي‌كند و در عوض اطرافيان هم، خلأها و كمبودهاي او را پوشش مي‌دهند. به قول يكي از دوستان اين رابطه در بهترين حالت تبديل مي‌شود به يك زندگي مسالمت‌آميز. بسياري از روابط فاميلي، دوستانه و حتي خانوادگي ما (نه همه آنها)، بر اين اساس شكل گرفته و ادامه مي‌يابند. من اين را زماني فهميدم كه با خانواده‌هاي بسيار پر مشكل روبرو شدم و ديدم حتي وقتي امكان تغيير شرايط براي آنها وجود دارد، باز هم افراد خانواده، خود را به تجاهل مي‌زنند تا به همان وضع ادامه دهند. وقتي در احوال چنين افرادي بيشتر دقت كردم متوجه شدم كه در همان سيستم معيوب و پر مشكل هم، افراد براي نيازهاي بيمارگونه خود، پاسخ دريافت مي‌كنند و به همين دليل در آن وضعيت باقي مي‌مانند و به رغم همه آسيب‌ها تغييري در شرايط ايجاد نمي‌كنند. مطمئناً در چنين سيستم‌هايي عشق و محبت حتي به مفهوم سطح پايين‌تر آن يا وجود ندارد يا كم‌رنگ است و آنچه افراد را نگه مي‌دارد نوعي احساس نياز است كه براي پر كردن آن حاضر به تن دادن به خيلي چيزها مي‌شوند. در نمونه‌هاي با مشكلات كمتر اگر چه عشق و محبت پررنگ‌تري نسبت به نمونه قبلي وجود دارد، اما متأسفانه چنانچه رفع نيازها با محروميت جدي مواجه شوند، باز هم روابط دچار اختلال مي‌شوند. براي نمونه اگر مادري كه فرزندش را دوست دارد، در هنگام امتحانات ورودي دانشگاه او را رها كند و مثلاً به مسافرت برود، فرزندش با وجود محبت‌هايي كه قبلاً از او دريافت كرده، ناگهان دچار احساس ترديد شده و گمان مي‌كند مادر به اندازه كافي او را دوست ندارد. يا مثلاً اگر فرزندان پدري كه در بستر بيماري است به او سر نزنند و از او مراقبت نكنند، به رغم همه رسيدگي‌هاي قبلي، ممكن است پدر گمان كند كه فرزندانش نسبت به او محبت و علاقه‌اي ندارند. البته در اينجا در پي اين نيستم كه وظايف افراد را در هنگام بروز مشكل براي اطرافيان يادآوري كنم يا زير سؤال ببرم، بلكه قصد دارم توجه را به اين جلب نمايم كه بسياري از روابط ما، حتي اگر ندانيم، بر اساس نياز و توقع شكل مي‌گيرند و پايدار مي‌مانند و اين اگرچه در نوع خود مسالمت‌آميز و حتي رضايت‌بخش است، اما عشق نيست. عشق در روابط به چه معناست؟ اينك اين سؤال پيش مي‌آيد كه اگر اينها كه گفته شد عشق نيستند، پس عشق چيست؟ مطمئناً در اين جا قصدم اين نيست كه تعريف جديدي براي عشق ارائه دهم، بلكه بيشتر مي‌خواهم ببينم اگر عشق را بدون مفهوم نياز و وابستگي تعريف كنيم چه شكلي پيدا مي‌كند. به نظر مي‌رسد عشق بدون مفهوم نياز و وابستگي، بايد مبتني بر نوعي دهندگي باشد، نوعي دهندگي بدون توقع و بدون چشمداشتِ بدست آوردن و گرفتن چيزي و بدون آن كه در حال يا آينده از او انتظاري داشته باشيم. در اين نوع دوست داشتن، عاشق همه سعي‌اش را مي‌كند تا اسباب و وسايل رشد و پرورش روح و روان معشوق را فراهم كند و حتي به خاطر رشد و پرورش او از راحتي و آسايش خود بگذرد (او از اين كار لذت مي‌برد). متأسفانه بعضي از پدر و مادرها، اين نوع از دوست داشتن را با فراهم آوردن ناز و نعمت زياد براي فرزندان خود اشتباه مي‌گيرند و چنان او را به رفاه عادت مي‌دهند كه فرزند بينوا در آينده تاب و تحمل كمترين سختي را ندارد. اما منظور من از رشد و پرورش، چيزي بسيار متفاوت است. در رشد و پرورش صرفاً رفاه فراهم نمي‌شود، حتي ممكن است گاهي اسباب ناراحتي و ناآسودگي فراهم شود، با اين قصد كه طرف مقابل، آگاهي و ادراك بالاتری پيدا كند، بتواند عبور از موانع را ياد بگيرد، بتواند خود را بشناسد، با خود روبرو شود، ضعف‌ها و نقص خود را ببيند و رفع كند. بتواند هدف از بودن را بفهمد و هدف اختصاصي خود در زندگي را مشخص كند و مسير رسيدن به هدف را پيدا كند و از همه مهم‌تر اين كه دليل زنده بودن و زندگي كردن خود را دريابد و بالاخره خداي خود را بيابد و در مركز زندگي خود قرار دهد. البته بايد توجه داشت كه ايجاد چنين رشدي، با خشونتِ صرف هم فراهم نمي‌شود و به نظر من آموزگاران خشني كه مي‌خواهند با سخت‌گيري صرف، شاگرد خود را به راه آورند يا كساني كه به خيال خود با عيب‌جويي و انتقاد مي‌خواهند به دوستان و اطرافيان خود چيزي ياد بدهند، به شدت خودخواهند و چون در درون مي‌دانند كه قدرت دوست داشتن ندارند، پشت نقاب آموزش و تعليم مخفي مي‌شوند و عقده‌هاي خود را تخليه مي‌نمايند... عشق و محبت حقيقي، نرم است، خود به خود تراوش مي‌كند و حتي وقتي شكل سخت‌گيري به خود مي‌گيرد، طرف مقابل محبت نهفته در آن را حس مي‌كند. اينك حتي اگر نتوانيم بگوييم عشق چيست، مي‌توانيم بگوييم چه چيزهايي نيست! عشق توقع و چشم‌داشت نيست، وسيله‌اي براي رفع نياز و پر كردن خلأها و كمبودها نيست، خشونت افراطي يا دل‌سوزي بيش از حد براي اطرافيان نيست، معامله و داد و ستد عاطفي هم نيست. به نظر من، اعجاز عشق اينجاست كه تو در اوج قدرت (نسبت به كسي كه دوستش داري) تأمل مي‌كني، صبر مي‌كني تا به جاي آن كه تنها در پي رشد بيشتر خود باشي، متوقف شوي و او را به اوج برساني. هر چه احساس عشق در تو عميق‌تر باشد و ضرورت بالنده كردن اطرافيان را بهتر و بيشتر درك كرده باشي، حوزه عشق‌ورزي‌ات گسترده‌تر مي‌شود. بدين ترتيب متوقف مي‌شوي تا دست افراد بيشتر و بيشتري را بگيري و با خود به پرواز درآوري و چه كسي مي‌داند، شايد هم روزي يكي از آنها، دست تو را گرفت و با خود به پرواز درآورد و البته به هر حال پرواز، دسته جمعي‌اش لذت دارد.

 

 

 

 به نام خدا

 

 

علم موفقیت دانش تحقق خواسته هاست

 

 

 

دوستان عزيز و علاقمند به فصلنامه علم موفقيت

 

براى آنكه بيشتر با فصلنامه ما آشنا شويد نظرتان را به مختصرى از تاريخچه و روند آغاز به كار خود جلب مي‌كنيم.اولين شماره علم موفقيت در پاييز سال ٨٢ چاپ شد و خوشبختانه با استقبال جوانان روبرو گرديد.در آن زمان علم موفقيت ماهنامه بود و عمده مطالب آن را مقالات جذابى در زمينه دانش تفكر و نقش آن در موفقيت تشكيل مي‌داد.ه تدريج و به تناسب علاقه و نياز شما دوستان ابعاد ديگر علم موفقيت را نيز وارد نشريه كرديم و در حال حاضر معتقديم فصلنامه ما علمي‌ترين، معتبرترين و در عين حال كاربردي‌ترين نشريه در زمينه روانشناسى كاربردى، دانش تفكر، علم موفقيت و گسترش بينش معنوى است.

 

علم موفقيت، موفقيت را به آنچه ديدگاه‌هاى متداول مطرح مي‌كنند و (متأسفانه) كمى كليشه‌اى و تكرارى شده‌اند محدود نمي‌داند،بلكه در پى زنده كردن ديدگاه‌هاى كهن و اسرارآميزى در موفقيت است كه بشر امروز آنها را به دست فراموشى سپرده است. در همين راستا مبحث كلام خلاق به عنوان يكى از اركان اصلى موفقيت براى اولين بار در فصلنامه ما ارائه مي‌شود و قدرت نهفته در كلام به عنوان اقتدارى فراموش شده از ابعاد و زواياى گوناگون مورد بررسى قرار مي‌گيرد. همچنين مباحث ديگرى نظير ازدواج موفق از ديدگاه‌هاى جديد و خلاقانه مطرح مي‌شوند كه به هيچ وجه در كتب ايرانى

يا خارجى موجود و حتى در نشريات ٥ ستاره خارجى نظير آن ارائه نشده است.از اين نظر ما غني‌ترين و معتبرترين منابع چاپ نشده را در اختيار داريم و وجه تمايز خود را با نشريات مشابه، امكان دستيابى به همين منابع غنى مي‌دانيم.

 

ما همچنين از ترجمه كتب و نشريات خارجى نيز استفاده مي‌كنيم، اما در ترجمه كمى وسواس داريم وسعي‌مان بر اين است مطالبى را انتخاب كنيم كه آگاهي‌بخش، معتبر، مستند، جذاب و در عين حال ساده باشند.مطالبى كه با فرهنگمان نيز همخوانى داشته و همه بتوانند از آن استفاده كنند.غير از اينها خواندني‌هاى علمى جذاب داريم كه شيرينى نشريه‌مان هستند و گاهى هم با نقل حكاياتى به سبك قديم (البته از نويسنده‌اى جديد) يادى از پدربزرگهايمان مي‌كنيم كه آن را هم نمك نشريه‌مان مي‌دانيم. اما يكى از جالب‌ترين مقالات نشريه ما اخبار سياسى است.هر كس به اخبار سياسى علاقه ندارد و در عين حال دلش نمي‌خواهد از دنيا غافل بماند والبته تمام كسانى كه عاشق خبرهاى سياسى ناب با تحليل هنرمندانه هستند خواننده پروپاقرص اخبار فصلنامه ما هستند.


اما از موضوعات خود بگوييم. هر موضوعى كه به انسان برگردد و در آن موفقيت انسان با راه حل‌ها و راهكارهاى كهن و جديد بتواند مطرح شود، موضوع فصلنامه ماست. موضوعاتى نظير:

 

كاربرد تفكر در زندگى روزمره، مديريت زمان، انتخاب همسر، ازدواج موفق، تربيت و پرورش فرزندان
اركان موفقيت و عوامل ايجاد ناكامى و شكست به عنوان موانع موفقيت

انتخاب شغل، رشته تحصيلى، رسيدن به آرزوها و رؤياهاى كودكى
اعتماد به نفس، خودباورى و ...

انواع هوش، مشاوره در موضوعات مختلف فردى و اجتماعى

زندگينامه‌هاى جذاب افراد موفق
مطالبى در راستاى حفظ محيط زيست و روانشناسى حيوانات
مسائل اجتماعى (اعتياد، فريب، ...)
و ساير خواندني‌هاى جذاب و كاربردى

 


با ما همراه باشيد

 

لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت نشریه سر بزنید

 

 وبسایت فصلنامه علم موفقیت

 


 سه ماهنامه هنرهای زیستن

 
 

 

 

سه گام تا رسيدن به گفتگوي دروني خلاق

 

... صداي دروني شما چه مي گويد؟ آدمك كوچولوي وراج وجود شما همين الان قبل از خواندن اين مقاله مشغول غر زدن بود؟ يا نه مشغول فكر كردن به يك مسئله جدي و مهم بود؟ آگاهي نسبت به وجود اين آدمك پرحرف درون و پرداختن به گفتگوي دروني، نه ابزار خاصي لازم دارد و نه هزينه ى خاصي مي خواهد. تمام آنچه كه مي خواهد...

 

درباره ما

هنرهاى زيستن درباره هنرهاى زيستن است. حتى وقتى كه به نظر مى رسد نه در باره هنر است و نه درباره زيستن. هنرهاى زيستن ما را به تغيير زندگى و تبديل آن به يك شاهكار دعوت مى كند؛ حتى اگر اين، دعوتى خاموش باشد . اگر درباره برگ ها و آفتها و خاك مى گويد،‌همانجا نيز از درخت و زندگى مى گويد. زيرا براى پرورش و به محصول رساندن درخت، بايد درباره خاك و نور و برگها هم بدانيم. و متاسفانه و شايد خوشبختانه هنرهاى زيستن نمى گويد كه بايد مثل همه مردم زندگى كرد بلكه اين شيوه زيستن را نمى پذيرد. همرنگ شدن با جماعت را توصيه نمى كند. او مى گويد...

 

تلفکس: 2848777  (021) 98+

 

لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت نشریه سر بزنید

 

وبسایت سه ماهنامه هنرهای زیستن

 

 


فصلنامه علوم باطنی

من هستم ؟!

يكي از جواب‌ها به سئوال «من كيستم؟»، «من هستم» است. و اين جواب فقط وقتي مي‌تواند درست باشد كه «من»، به اندازه كافي حضور داشته باشد كه بگويد «هستم». اين يك راز و يا يك معما نيست. خيلي ساده بگويم، وقتي مي‌گوييم «من هستم» يعني تماميت «من» در حال و در همين‌جا هست. اما تفاوت فاحشي بين «من هستم» حقيقي با «من هستم‌»هايي است كه فقط در حد كلمات‌اند. اين «من هستم» سرشار از عزم و حضور است، و آن من هستم، از منيت پر شده است. اين يكي، از ذات حقيقي‌مان سرچشمه‌ مي‌گيرد، و آن يكي، از من كاذب ما لبريز شده است...

)قسمتي از( تمثيل ابر نوراني

 

تمثيل ابر نوراني

روح خلاق را در انسان مانند توده متراكمي ‌از ابر غليظ تصور كن. اين ابر، چشمه قدرت آفرينندگي است. عصاره همه قدرت هايي كه در آسمان و زمین است در اين ابر نهفته و اين ابر خود نهفته در انسان است. روح آسمان در اين ابر نوراني حمل مي‌شود و خورشيد و ماه و ستارگان وجود انسان در آن مستترند. هر چيزي كه به هر نحو در ارتباط با اين ابر خلاق قرار گيرد و با قدرت آفريننده آن در تماس باشد، بارور و فعال و دگرگون مي‌شود. و هر گاه دعاها و قصدها و كلام انسان، و روياها و آرزوهاي او بتوانند از اين ابر خلاقه تغذيه كنند، به تحقق مي‌رسند...
بارش های ابر خلاقه، شفادهنده و حلال است پس بر هر مسئله یا خواسته ای بریزد آن را شفا می‌بخشد و حل می‌کند. یگانه قدرت خلاقه ای که در عالم هست مربوط به همین ابر نورانی و خلاقه است که در درون تک تک انسان ها نیز دمیده شده و می‌تواند جریان داشته باشد. هر قسمتی از وجود انسان و هر موجودی که تحت بارش یا تجربه این ابر احیاگر قرار گیرد زنده می‌شود. ابر نورانی زاینده است و هر چه بیشتر ببارد، بارش آن بیشتر می‌شود و جریان آن گسترش می‌یابد. بدون تماس با این ابر خلاقه، هیچ خواسته ای به تحقق نمی‌رسد و هیچ قصدی سرانجام نمی‌یابد...

 

براي دسترسي به اين متن به آدرس زير مراجعه نماييد.

http://www.oloomebateni.org/Gain/Abr.htm

 

درباره ما

سايت علوم باطنی، يک سايت تخصصی در زمينه شناخت و بکارگيری توانايي‌های باطنی و فن‌آوری‌های ذهنی است. در این سایت تازه‌ترين پژوهش‌ها در علوم روحی و متافيزيک (پاراسايکولژی‌– سايکولژی‌) و هم‌چنین مطالبی جذاب پيرامون جديدترين و آخرين مکتب باطنی با عنوان روح‌زايي (هنرهای ماورايي) ارائه می‌گردد.

 

لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت نشریه سر بزنید

 

وبسایت فصلنامه علوم باطنی

 

 


 

خبرنامه شفای نورانی و درمان هماهنگ

 

درمان بيماري با انديشه‌ نوراني!

 

 تا كنون به افكاري كه در سرتان مي‌گذرد توجه كرده‌ايد؟ هيچوقت با خودتان فكر كرده‌ايد كه انديشه هايي كه در سر مي‌پرورانيد مي‌توانند چه نقش تعيين كننده‌اي در زندگي‌تان داشته‌ باشند؟ و آيا مي‌دانيد كه افكار و انديشه ها مي‌توانند تأثيراتي عميق و سرنوشت‌ساز بر همه جنبه‌هاي زندگي، مخصوصاً وضعيت سلامتي و بيماري ما بگذارند؟

شايد بپرسيد درمان بيماري‌ها چه ارتباطي با انديشه‌هاي ما دارند؟! 

 در واقع انديشه‌ها يكي از كليدهاي درمان هماهنگ محسوب مي شوند. به اين دليل كه منشأ بسياري از بيماري‌هاي ما افكار منفي و بيماري‌زايي هستند كه هر روزه در ذهن‌مان سير و سفر مي‌كنند و ما هم، هر از‌گاهي به آنها بال و پر مي‌دهيم. از آنجايي كه افكار ما از ذهنمان ناشي مي‌شوند به همان نحو، از انرژي و قدرت ذهن نيز برخوردارند و مي‌توانند موجب تخريب و سازندگي در وضعيت ما شوند. به بيان ديگر اين افكار به راحتي بيماري و رنج و يا سلامتي و سعادت را براي ما به ارمغان مي‌آورند؛ نكته قابل توجه اينجاست كه ما در اين مورد مختاريم و حق  انتخاب بين اين دو وضعيت را داريم، اينكه كدام گزينه را انتخاب كنيم با خود ماست. 

 بيائيد يك بازنگري درمورد افكارمان داشته باشيم و به سادگي خودمان را محك بزنيم، ببينيم جهت افكارمان به كدام سمت و سو مي‌رود؟ آيا افكاري منفي بر اساس منيت، خودبيني و خودخواهي در سرمان مي‌پرورا­نيم و يا انديشه‌هايي نوراني بر اساس خيرخواهي و خداخواهي داريم؟

 در واقع درمان بيماري ها از طريق انديشه ها همان حذف انديشه هاي ناپاك، منفي و بيماري‌زاست؛ قفل بيماري از طريق كليد انديشه‌ها زماني باز مي‌شود كه افكار منفي و بيماري‌زا به افكاري شفابخش و نوراني بدل گردند و اين زماني كامل مي‌شود و حتي مي‌تواند به شفاي الهي منجر ‌گردد كه همه انديشه هايمان نوراني و خداگونه شوند و بر مبناي خداگرايي و خداجويي باشند. كسي كه خداي زنده را پرستش مي كند و عاشق اوست انديشه هايش هم خود­ بخود در راستاي تحقق خواسته ها و قصدهاي اوست. چنين فردي تمام فكر و ذكرش براي خدمتگزاري به معشوق است، در چنين وضعيتي همه انديشه هاي او (به تدريج) متعالي خواهد بود و ديگر جايي براي انديشه هاي پليد و بيماري زا نخواهد ماند.

 ­انسان محصول و تجسم ­انديشه‌هاي خويش است و انديشه چيزي جز ارتعاش صوت نيست. اگراين انديشه تاريك،پليد و فاسد باشد،همان طور مي‌شويم و اگرنوراني، بزرگ و شادي بخش باشد نيز اين طور مي شويم.

 خداوند هر كسي را به واسطة نيات و انديشه هايش هدايت مي كند. اگر انديشه ها پاك و نوراني و متعالي باشد، خداوند تو را از طريق روح پاك خود به سوي سرچشمة نور و پاكي و مقام متعالي هدايت مي كند. واگر انديشه ات پليد، تاريك، فاسد و پست باشد، تو را به سوي پستي، پليدي، تاريكي و رنج و عذاب هدايت مي كند.

حال اگر همة انديشه ها، همة گفتارها و رفتارها، خدايي و الهي و نام هاي پروردگار، اجزاء زندگي و انديشة ما باشد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟     (برگرفته از كتاب  تعاليم)

           تاليف و تدوين : ت . ش 

 

لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت نشریه سر بزنید

 

وبسایت شفای نورانی و درمان هماهنگ

 

 

لمس - لمس



پرورشِ آگاهی قسمتِ سوم - لمس

 

+ نوشته شده توسط پیاله در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 10:48 AM |

می خواهم زندگی کنم - لمس

 

دیروز در خیالم مُرد خیالم در دیروز مُرد

فردا پرنده ای ست نشسته بر دیوارِ همسایه

زندگی امروز است امروز زندگی

صبح رفته شب در راه است

زندگی حالست حال زندگی

ساعتی رفته ساعتی نیامده

دقیقه ای ثانیه ای رفته دقیقه ای ثانیه ای نیامده

زندگی در لحظه ست لحظه زندگی

لحظه ای را برای لحظه ی پیش خراب کردن گناست

امروز را برای دیروز گناهی بزرگتر

امروز فردا را آبستن است

فردا ثمره ی امروزِ ماست

امروز ثمره ی دیروزِ ماست

در لحظه زندگی کردن عبادت است

عبادت در لحظه زندگی کردن است

عابد هرلحظه شُکر را آبستن است

دیوانه ی دیوانه ی دیوانه دنیای دیوانه

امروز می توانی دیروزت را به من بفروشی؟

به قیمتِ تمامِ دنیا ازت میخرم

خیالی نیست لحظه ی پیشت را به من بده

به ارزشِ همه ی کائنات خریدارم

می گویی دیوانه ای آبِ ریخته را جمع نمی توان کرد

پس چرا این لحظه ی قیمتی را برای لحظه ی پیش کُشتی؟

حال آینده را آبستن بود

حالِ مُرده آینده ی مُرده بدنیا خواهد آورد

لحظه ی قبلی را به فراموشی بسپار

لحظه ی بعدی را انتظار مکش

این لحظه را خوب زندگی کن

خوبی خوبی را بدنیا خواهد آورد و بدی بدی

به این فکر نکن که توی زندگیت چه لحظاتی هست
 
فقط این رو ببین که توی هر لحظه چقدر زندگی هست
 
 

تقدیم به خدای زندگی

 

شنیده شده توسط پیاله در تاریخ :
 
08/10/01
 
 صبحِ جمعه ساعتِ 1:29  
 
 
 
می خواهم زندگی کنم - لمس
  
 

می خواهم زندگی کنم - لمس

 اسم نویسنده به درخواست : آبی

اسم نویسنده : پیاله 

 

                           

+ نوشته شده توسط پیاله در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 2:38 AM |

         

 

واژه تانترا از دو ريشه سنسكريت تانوتی ( بسط پيدا كردن ) 

 و ترياتی ( آزاد شدن ) تشكيل شده است كه اشاره ايست به

 بسط و گسترش يافتن هوشياری و رهايی انرژيهای نهفته انسانی 

 يا به تعبير ديگر توسعه آگاهی و هوشياری تا ماوراء ماده

و دستيابی به بيداری و دانش معنوی و در نتيجه 

 رهايی از چرخه مرگ و زندگی

تانترا دانش تجربه و شناخت نامتناهی است از طريق دنيای محدود و متناهی

 يا به عبارت ديگر روش استفاده از ماديات برای رسيدن به معنويات

تانترا توسعه تجارب زندگی روزمره 

 و در حقيقت زندگی كردن و لذت بردن كامل از آنرا 

وسيله ای برای رسيدن به آگاهی متعالی قرار می دهد


جهان بينی تانترا ( شیوا و شاکتی )



از آنجايی كه شناخت هر آيينی مستلزم آشنايی با جهان بينی آن می باشد

در اين قسمت به ارزيابی جهان بينی تانترا  

و مباحث مختلفی همچون

 خالق ، فرايند خلقت ، مخلوقات ، هدف غايی حيات  

 راه رسيدن به اين هدف و انسان كامل از ديدگاه تانترا می پردازيم

خالق از ديد تانترا به صورت :
 

اتحاد دو اصل منفعل و فاعل هوشياری كيهانی ( شيوا )  

و انرژی كيهانی ( شاكتی ) بيان می گردد 

 شيوا عبارت است از هوشياری ابدی ، ازلی و غير فعال 

و شاكتی يا انرژی ابدی و ازلی ولی فعال 

 كه در مقام خالق به حالت اتحاد اوليه كيهانی خود قرار گرفته اند 

( بايد به اين نكته توجه داشت كه در اصل ماهيت واقعی هستی 

 ورای اين مفهوم می باشد  

ولی اين دريافت تنها در سطوح متعالی آگاهی حاصل می گردد)

بواسطه نيروی گمراه كننده مايا كه درون شاكتی نهفته است

 شيوا (هوشياری كيهانی) و شاكتی (انرژی كيهانی) از هم جدا شده

 و هوشياری و انرژی فردی را بوجود می آورند

از شاكتی يا انرژی ، ابعاد مختلف عالم هستی اعم از 

 ماده و انرژی ايجاد می شود 

 شيوا يا هوشياری ، روح يا متعالی ترين عنصر وجودی موجودات زنده  

و نيز هوشياری نهفته در بطن موجودات غير زنده را بوجود می آورد

با توجه به ميزان تجلی هوشياری ، موجودات در سطوح مختلف تكامل قرار گرفته
 

 و به مراتب گوناگونی تقسيم می شوند كه به ترتيب عبارتند از:

 جمادات ، نباتات ، حيوانات و انسانها  

(البته موجودات ديگری نيز وجود دارند كه از حيطه بحث كنونی ما خارج می باشند) 

در جمادات ميزان هوشياری در پايين ترين سطح خود قرار گرفته 

 و بتدريج هرچه به سمت انسان پيش برويم ميزان تجلی هوشياری بيشتر می گردد

با اين كه هوشياری و انرژی از هم جدا شده اند تا فرايند خلقت را بوجود بياورند
 

 ولی همواره در تلاشند تا با هم متحد گردند 

و بتوانند اتحاد اوليه كيهانی كه از آن بوجود آمده اند را دوباره تجربه كنند  

اين اتحاد مجدد هوشياری و انرژی فردی و تبديل آن به اتحاد اوليه كيهانی

 از ديدگاه تانترا به عنوان هدف غايی حيات ناميده می شود

 به بيان ديگر می توان گفت پيمودن سير تكامل در انسان به معنی 

اتحاد انرژی و هوشياری فردی و تبديل آن به هوشياری و

انرژی اوليه كيهانی می باشد 

 از آنجايی كه ميزان تجلی عنصر هوشياری در وجود جمادات ، نباتات

 و حيوانات كم می باشد پيمودن مسير تكامل در آنها بصورت ناآگاهانه 

و غير ارادی رخ می دهد 

 انسان در اين زنجيره در مرتبه بالاتری از تجلی هوشياری قرار گرفته است  

در نتيجه اتحاد نهايی شيوا و شاكتی تنها در كالبد انسانی می تواند رخ دهد  

همچنين بدليل داشتن ميزان تجلی هوشياری بالاتر و در نتيجه اختيار بيشتر 

 تنها انسان است كه قادرمی باشد آگاهانه سير تكامل خود را 

 تسريع نموده و يا بصورت طبيعی آن را بپيمايد  


در كالبد انسانی انرژی فردی بصورت ماری چنبره زده

 در انتهای ستون فقرات قرار گرفته كه كندالينی نام دارد 

 

 و هوشياری فردی كمی بالاتر از فرق سر در مركزی بنام ساهاسرارا قرار دارد 

 تمرينات تانترا باعث تسريع فرايند تكامل يا به عبارت ديگر 

اتحاد هوشياری و انرژی فردی در انسان می گردند 

 از طريق تمرينات تانترا انرژی كندالنی بيدار شده به سمت بالا حركت كرده  

از چاكراها يا مراكز انرژی و هوشياری كه در امتداد ستون فقرات واقع شده اند می گذرد

 تا زمانی كه با هوشياری فردی در ناحيه ساهاسرارا متحد می گردد 

اتحاد نهايی هوشياری و انرژی فردی در ساهاسرارا رخ می دهد كه در نهايت 

 اتحاد اوليه پيش از خلقت هوشياری و انرژی كيهانی (شيوا و شاكتی) را تكرار می كند

در آيينها و فرق مختلف روشهای گوناگونی برای رسيدن به اين هدف وجود داشته

و اين تجربه نيز تحت عناوين مختلفی همچون 

 سامادهی ، نيروانا ، موكشا ، كايواليا ، فناء فی الله  

بازگشت به ملكوت...  ناميد شده است

 كسانی كه به چنين تجاربی دست يافته اند نيز اواتار ، تجلی خداوند بر روی زمين 

 پسر خدا ، جيوان موكتا و ... نام گرفته اند

 

لمس - لمس
 

لمس - لمس

  

 

+ نوشته شده توسط پیاله در دوشنبه دوم مهر 1386 و ساعت 3:18 AM |

 

درمورد یین و یانگ ( یگانگئ متضادها ) 

 

چینی ها در واقع هستی رو متشکل از دو قطب می دانند :

قطب مثبت و قطب منفی 

قطب سرد و قطب گرم 

زن و مرد 

شب و روز 

نرمی و سفتی 

تابستان و زمستان، و کلاً تمام چیزهایی که در تقابل با همدیگه هستن، منظور خوب و بد بودنشون نیست، مثلاً سفید خوبه سیاه بده، نه : یک تقابل اینجا مد نظره
 
 یین و یانگ - لمس ( حضور والا 

 در این تقسیم بندی ها : 

 یین: زنه ، یانگ: مرد 

یین: سیاهه ، یانگ: سفید 

یین: تاریکه ، یانگ: روشنه 

یین: سکون و عدم تحرکه ،  یانگ: حرکت و جنب و جوشه 

یین: انقباضه ، یانگ: انبساطه 

یین: نرمه ، یانگ: سخت 

یین: مایعاته ، یانگ: جامدات

یین: زمستونه ، یانگ: تابستون 

 یین: سرماست ، یانگ: گرما

یین: شماله ، یانگ: جنوبه 

یین: خوابه ، یانگ: بیداری

و یین ... ، یانگ ... و ... ( کلاً تمام متضادها )
  

و حالا توضیح میدم که این تقسیم بندی ها چقدر به درد می خوره و چقدر کاربرد داره
 
مثلاً اگه یک بچه ای مشکل بیش فعالی داره می گن: این بچه یانگش زیاده، و برای اینکه به یک تعادلی برسه میان یین این بچه رو زیاد می کنن، مثلاً از رنگ ها، و یا عناصر یین ( مثل رنگ های سرمه ای تیره، مشکی، یا عنصر آب ) در اتاق این بچه استفاده می کنن تا عنصر یین زیاد بشه، یا از یک سری نمادها استفاده می کنن، مثلاً : گردن بندی از صدف های حلزون به گردنش آویزان می کنند، یا براش لاک پشت می خرند، ویا از غذاهای یین مثلاً یک سری غذاهای گیاهی استفاده می کنند.

طب سنتی چینی و بقیه سیستم هایی که براساس یین و یانگ هستند همین جوری کار می کنند ، اونا می خوان بدونن از بین یین و یانگ، کدوم یکی در فرد زیاد شده  تا بر اون اساس بتوانند یین و یانگ رو به تعادل برسانند و فرد بهبود پیدا کنه 

  یین و یانگ - لمس ( حضور والا
 
 
نقاطی که داخل این شکل هستند ( دایره های کوچک ) به این مفهوم است که یین وقتی به حداکثر خودش میرسه و می خواد تموم بشه در درونش یانگ رو داره و وقتی هم که یانگ می خواهد به حداکثر خودش برسه در درونش یین رو داره یعنی وقتی یکی تموم میشه، اون یکی در درونش رشد می کنه و دوباره این چرخه ادامه پیدا می کنه مثل روز و شب
 
این به این معنا ست که: هنگامی که چیزی به بالاترین حد خود می رسد، افول آغاز می شود. همه چیز در جهان به این ترتیب واقع می شود، همه چیز در وضعیتی تغییر پذیر است و تحول و تکامل از همینجا آغاز می شود.

تمثیل شمع : یین و یانگ مانند یک شمع هستند، یین نماد جسم مومی شمع، و شعله: نماد یانگ است. یین ( موم ) به تغذیه و حمایت از یانگ ( شعله ) می پردازد، شعله برای ادامه حیات خود نیازمند موم است. یانگ، یین را تحلیل می برد و در این روند، به روشنی می سوزد، هنگامی که موم به پایان برسد، شعله هم خواهد مرد. این دو متکی به یکدیگر و مکمل وجود همدیگرند و هیچ یک بدون دیگری وجود نخواهد داشت.

چند نکته در مورد یین و یانگ :

هیچ چیزی کامل یین یا کامل یانگ نیست مثلاً آب سرد در مقابل آب جوش: یینه ولی در مقابل یخ: یانگه. یین و یانگ کاملاً به هم وابسته اند و هیچ کدومشون بدون اون یکی نمی تونن وجود داشته باشن نور بدون تاریکی معنی نداره یین و یانگ می تونن خودشون تقسیم بشن به: یین و یانگ ، مثلاً گرم در برابر سرد: یانگ است ولی گرم خود تقسیم می شود به: سوزان ( یانگ ) و ولرم ( یین ) و سرد خود تقسیم می شود به: خنک ( یانگ ) و بسیار سرد( یین )

جسم، ذهن و احساسات همه تحت تأثیر یین و یانگ هستند، هنگامی که این دو نیروی مخالف در تعادل باشند ما احساس سلامت و آرامش خواهیم کرد اما اگر یکی بر دیگری چیره شود بیماری و ناتوانی در راه خواهد بود.
 
هدف طب سنتی چین، بخصوص طب سوزنی نیز بر مبنای برقراری این تعادل میان یین و یانگ برای برطرف کردن بیماری یا حفظ سلامت فرد عمل می کند، طب سوزنی نوعی درمان یانگ است زیرا از بیرون به درون حرکت می کند.
 
از طرف دیگر درمانهای دارویی در دسته درمانهای یین جای می گیرد زیرا دارو، از درون به سمت تمام اعضای بدن حرکت کرده و درد را از میان می برد .


 یین و یانگ - لمس ( حضور والا



ching - لمس

سایت پارسی فالون دافا (فالون گنگ)

فالون دافا روشی برای تزکیه بر اساس حقیقت، بردباری، و نیکخواهی ست

می تونید خود را با فالون دافا تزکیه کنید و به همان سرشت ابتدایی خود بازگردید

www.falundafapersian.org



یه وبلاگ مربوط به دائو ده چینگ


ching - لمس

در بردارنده چند ترجمه انگلیسی و فارسی

taoteching.blogfa.com


یه وبلاگ مربوط به تائو


ching - لمس


مدیریت وبلاگ: خانم جاویدی

مطالب این وبلاگ برداشت آزادی از مفاهیم دائوی است،
همراه با قطعه های کوتاهی از نویسنده

tao.blogsky.com


انجمن هنرهای ذهن و روح ایران

ching - لمس

این انجمن دارای بخشی مربوط به دائو است. شما می توانید تجربیات و پرسش های خودتان را با دیگران در این بخش درمیان بگذارید

همچنین در این انجمن شما می توانید پرسش های مربوط به
علوم ماورایی را نیز مطرح کنید.

www.ahzuran.com/forum


سایت ذن ایران


ching - لمس

این سایت در بردارنده مفایم عمیق ذن است.

همچنین به داستان های کوتاه و روشنگر ذن نیز می پردازد

نیاز به توضیح اضافه وجود ندارد.
 ذن خود بازگو کننده همه چیز است

www.zeniran.com


ایران تای چی

ching - لمس

روانی و حرکت دائو را با تای چی تجربه کنید.

تای چی نمونه کاملی از دائو در حرکت است

www.irantaichi.com



 

 یین و یانگ - لمس ( حضور والا 

 یین و یانگ - لمس ( حضور والا

تقدیم به حسین جان که 

 در قسمت نظرات پست قبلی
 
 درخواست کرده بودن  
 
 و با کمال تشکر از ایشان 

 یین و یانگ - لمس ( حضور والا

     

+ نوشته شده توسط پیاله در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 10:49 PM |